بعد اون همه سختی که کشیدی، سختی که به ما دادی، بعد اون شکست تلخ، الان راهتو پیدا کردی!
همیشه فکر کنم مثل کوه پشت سرت بودم... همیشه مواظبت بودم! پشیتیبانت بودم! برای همینه الان نمیتونم باور کنم اینقدر زود بزرگ شدی، اینقدر که بخوای عروس بشی، تو همون زهره کوچیکه گرد و قلمبه ای؟ D:
مثل یه تیکه ماه شده بودی... امیدوارم قدر همدیگه رو بدونین... امیدوارم که خوشبخت بشین، کنار هم خوشحال باشین، کنار هم حالتون خوب باشه، امیدوارم بهتون خیلی :)
امروز تاییدات اولیه رو برای کارم گرفتم
زمان برگشتن "من آدم رویای تو نیستم" اشوان رو گذاشتم رو ریپیت گوش کردم گوش کردم... غرق شدم، گلوم درد گرفت از شدت بغض... تو آسمون غرق شدم... دلم مارکو خواست :(
سی سالگی سن ترسناکی میشه وقتی با چیزی که فکر میکردی فاصله ش زیاد باشه...
سی سالگی خیلی داره نزدیک میشه...
... من، تو، تنهایی...ما را در سایت ... من، تو، تنهایی دنبال میکنید
برچسب: زهره, نویسنده: بازدید: 6