... من، تو، تنهایی

متن مرتبط با «بازگشت از مرگ» در سایت ... من، تو، تنهایی نوشته شده است

میلاد من... پرواز تو...

  • نیلوبلاگ

    xa0رفتیxa0بی آن که مرا به خدا بسپاریxa0نمیدانمxa0مرا از یاد برده بودی xa0یا...xa0xa0۲xa0تیر بود... روز میلادم...آنقدر این روزها درد داشتم برای کشیدن و غصه داشتم برای خوردن که جانی برای شادمانی نمانده بود... حتی به بهانه سالروز میلادم...شب قبلش تا دیر وقت بیدار بودم... و چه سکوت غریبی خانه را در بر گرفته بود... خسته بود روحم، جسمم...رفتم بالای سر مادر بزرگ... مادر نشسته بود کنارش به ذکر گفتن... چیزی در درونم شکست آن شب... چیزی ماورایی رو بی اونکه بدانم از چه جنسیست حس میکردم...xa0مادر بزرگ در ظ...

    ادامه مطلب
  • بازگشت

  • نیلوبلاگ

    هنوز در بهتم! باور نمیشه که دو سال هست که اینجا ننوشتم! تلنگری لازم بود برای بازگشت! الهه ای که گریست! کنجکاوی کرد! خواند! گریست! کنجکاو خاطرات خودم شدم! دلم برای قلمم تنگ شد! دلم برای خانه ام تنگ شد! دلم برای همه دوستانی که اینجا داشتم تنگ شد! دلم برای نوشته های ناب لیلای عزیزم تنگ شد! برای مامان مرضیه و شایانش که حتما الان کلی بزرگ شده تنگ شد! برای دستچین های مهدی بنی اسدی! برای تفکرات جالب مهرداد قاسمی! برای پیمان و قلم عجیبش! باورم نمیشه اینقدر گذشته باشد! به این سرعت گذشته باشد! حتی دلم برا...

    ادامه مطلب