
بعد از چند روز بالاخره مراسم کیک برون ما تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد... کیک رو زهره خریده بود به سلیقه خودش... همون کیکی که من ازش متنفرم... کیک شکلاتی :/ همه چیز تقریبا دزدکی صرف شد. به خاطر ایلیا که دو هفته ای بود مریض بود و نمیدونم چرا خوب نمیشد... با این همه شب خیلی خوبی بود. نکته جالب توجه اون شب محسن بود. از چند شب قبل زهره میگفت محسن قصد داشته سورپرایزت کنه ولی خب بیماری ایلیا نذاشت. ب...
ادامه مطلب